تبلیغات
₪ تفریح*سرگرمی*دانلود₪ - داستان فرد غنی بی پول
₪ تفریح*سرگرمی*دانلود₪
پایگاه تفریحی و سرگرمی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


در این وبلاگ مطالب جالب و گوناگون شامل عکس های زیبا و دیدنی روز و مطالب علمی و طنز و سرگرمی و هزاران موضوع دیگر به شما ارائه می شود.امیدواریم از خواندن مطالب این وبلاگ لذت ببرید.این وبلاگ با کلیه وبلاگ هایی که مطابق قوانین جمهوری اسلامی و قوانین فضای سایبری می باشند تبادل لینک می کند.در ضمن آمار وبلاگ یا وبسایت شما باید حداقل 1000بازدید کننده روزانه باشد و یا پیج رنک شما 2 به بالا باشد.برای این کار لینک ما را با نام* پاتــوق تفریحی و سرگرمی* در سایت یا وبلاگ خود قرار دهید و ما را با خبر کنید.


مدیر وبلاگ : JavaD
نظرسنجی
چه بخشی از مطالب این وبلاگ بیش تر مورد پسند شما بود؟







داستان فرد غنی بی پول

 

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى از سرما مچاله شده بودند. هردو لباس‌هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى‌لرزیدند.
پسرک پرسید: «ببخشین خانم! کاغذ باطله دارین» کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آن ها کمکی کنم. مى‌خواستم یک جورى از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهاى کوچک آن ها افتاد که توى دمپایى‌هاى کهنه کوچکشان قرمز شده بود.
گفتم: «بیایین تو یه فنجون شیرکاکائوى گرم براتون درست کنم.» آن ها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهای شان را گرم کنند. بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمى نان برشته و مربا به آن ها دادم و مشغول کار خودم شدم. زیر چشمى دیدم که دختر کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد. بعد پرسید: «ببخشین خانم! شما پولدارین؟ »نگاهى به روکش نخ نماى مبل هایمان انداختم و گفتم: «من اوه نه!» دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روى نعلبکى گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبکى‌اش به هم مى خوره.»
آن ها درحالى که بسته‌هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند.
فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولین بار در عمرم به رنگ آن‌ها دقت کردم. بعد سیب زمینى ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم. سیب زمینى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، یک شغل خوب و دائمى، همه این ها به هم مى آمدند.
صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجایشان گذاشتم و اتاق نشیمن کوچک خانه مان را مرتب کردم. لکه هاى کوچک دمپایى را از کنار بخارى، پاک نکردم. مى خواهم همیشه آن ها را همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.
دلم می خواهد برای فردایی بهتر تلاش کنم.


منبع





نوع مطلب : مطالب جالب، داستان، 
برچسب ها : داستانک، داستان کوتاه، فقیر و غنی، داستانک پولدارها، داستان کوتاه فقر،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393
پنجشنبه 16 شهریور 1396 09:42 قبل از ظهر
Please let me know if you're looking for a article author for your site.
You have some really great articles and I believe I would be a good asset.
If you ever want to take some of the load off, I'd love to write some articles for your blog in exchange for a link
back to mine. Please send me an email if interested.
Thanks!
چهارشنبه 31 خرداد 1396 07:54 بعد از ظهر
Hi, Neat post. There's a problem along with your web
site in internet explorer, may check this?
IE still is the market chief and a large element of other
folks will pass over your magnificent writing due to this problem.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:27 قبل از ظهر
When some one searches for his necessary thing, thus he/she desires to be available that in detail, thus that thing is
maintained over here.
شنبه 30 اردیبهشت 1396 07:19 قبل از ظهر
We are a bunch of volunteers and opening a brand new scheme in our community.

Your website offered us with helpful information to work on. You've done an impressive task and our whole community might be grateful to you.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 08:25 قبل از ظهر
You could certainly see your skills within the paintings you
write. The arena hopes for even more passionate writers such as
you who are not afraid to mention how they believe.
All the time go after your heart.
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 03:36 بعد از ظهر
What's up, every time i used to check web site posts here early in the dawn, for the reason that i enjoy
to gain knowledge of more and more.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 12:35 قبل از ظهر
Hello there! I could have sworn I've been to this
blog before but after going through some of the articles I
realized it's new to me. Anyways, I'm certainly delighted
I came across it and I'll be bookmarking it and checking back often!
شنبه 19 فروردین 1396 08:41 بعد از ظهر
I am genuinely thankful to the holder of this site who has
shared this fantastic paragraph at here.
جمعه 18 فروردین 1396 02:14 بعد از ظهر
For hottest information you have to go to see world-wide-web and on internet I found this site
as a best web site for hottest updates.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





تبلیغات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی